شمارهٔ ۳۵۶

غزلیات

عشق اگر چه نشان بخت بد است
نزد عاشق سعادت ابد است

هر که جوید مرادی از معشوق
گویی او عاشق مرا خود است

گر چه صد روز نیک عاشق راست
بهر این روز اسیر روز بد است

دیگران بهر تو چرا میرند؟
مردنم این که اندرین حسد است

صوفی ما که مست می زده است
جرم بر ساقیان سرو قد است

همه عیب است باده و هنرش
شستن ما ز مایه خرد است

پرسیم توبه شد ز می خسرو
شد، ولی آرزو یکی به صد است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}