شمارهٔ ۳۶۲

غزلیات

سرو را با قد تو هستی نیست
میلش الا به سوی پستی نیست

در دهان و میانت می بینم
نیستی هست، لیک هستی نیست

گاه گاهم به قبله بودی روی
تا تو در پیش من نشستی، نیست

زهد با عشق در نیامیزد
بت پرستی خداپرستی نیست

برگ صبری که پیش از اینم بود
سرو من تا تو برشکستی، نیست

تا ترا دست جور بر سر ماست
کار ما جز که زیردستی نیست

مستی گفتی ز عشق خسرو را
عشق دیوانگی ست، مستی نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}