شمارهٔ ۴۹۸

غزلیات

ای هم نفسان، یک نفسم باز گذارید
دست از من دیوانه سرگشته بدارید

بی نام ونشانم به خرابات ببخشید
بیگانه ز خویشم، بر خویشم بگذارید

یا معتکفم بر سر سجاده نشانید
یا مست و خرابم به در میکده آرید

گر زانکه صلاح از من آشفته بجویند
در خانه کنید و در خمار برآرید

دست من و دامان شما جمله رقیبان
گر دامن معشوق به دستم بسپارید

در عشق علم گردم و در مذهب عشاق
منصور شوم، گر به سر دار برآرید

وقت است، اگر خسرو مسکین گدا را
از خیل گدایان در خویش شمارید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}