شمارهٔ ۵۱۱

غزلیات

گر چشم من از صورت تو دور نباشد
دور از تو دلم خسته و رنجور نباشد

مهجور شوم از تو و جز آه سحرگاه
سوزنده کسی بر من مهجور نباشد

آن دیده چه آید که به روی تو نیاید؟
آن چشم چه بیند که در او نور نباشد؟

صد رنگ برانگیخت ز خون دل خسرو
نقش تو که در خامه شاپور نباشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}