شمارهٔ ۵۶۱

غزلیات

زمانه چون تو دلجویی ندارد
فلک مثل تو مهرویی ندارد

بنامیزد نسیمی کان تو داری
گل سوری ازان بویی ندارد

چو بدخویی کند چشم تو با من
دلم گوید که بدخویی ندارد

تن من موی شد بهر میانت
چو بهره از میان مویی ندارد

سر من بر سر زانوست از تو
سر من هیچ زانویی ندارد

سخن بشنو مگر از بنده خسرو
جهان چون او سخنگویی ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}