شمارهٔ ۵۶۸

غزلیات

خطی از لعل جانان می برآید
که دود از روزن جان می برآید

سر زلفش بنفشه دسته بسته
ز اطراف گلستان می برآید

برآمد ماه تابان در شب اینجا
شبی از ماه تابان می برآید

ز کافور تو سنبل می زند سر
ز یاقوت تو ریحان می برآید

مسلمانان، نگهدارید خود را
که کفر کج ز ایمان می برآید

دل خسرو در آن زلف است دانم
از آن خاطر پریشان می برآید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}