شمارهٔ ۵۹۲

غزلیات

فریاد که عشق کهنه نو شد
جان در کف عاشقی گرو شد

آزرده دلی که بود، گم گشت
دیرینه غمی که بود، نو شد

یاری که ز ما حدیث نشنود
اندر حق ما سخن شنو شد

رویش دیدم، دلم بیفتاد
پایش به چه ذقن به گو شد

باد سر زلف او بجنبید
صد خرمن صبر جو به جو شد

آورد صبا نشان کویش
اشکم بدوید و پیشرو شد

دادم به قضا عنان خسرو
چون اسپ نشاط تیز دو شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}