شمارهٔ ۷۰۳

غزلیات

رسم خونریز در آن خوی جفاساز بماند
این کله بر سر آن ترک سرانداز بماند

گفتمی نام تو و زیستمی هر دم پیش
که ز لب کم نشود کام تو و گاز بماند

گه رود جان و گهی باز بیاید در تن
گه به تاباک در اندیشه آن ناز بماند

باد چستی که بر آید سر عشاق ز دوش
این هوا در سر آن سرو سرافراز بماند

بستن چشم ندانم که چه باشد، آنگاه
که برفت از نظر و دیده من باز بماند

زاهدی در تو نظر کرد، صلاحش بردی
به یکی بازی ازان چشم دغابار بماند

ناله ناخوش خسرو که ز غم می آید
خجل آواز که چون مطرب ناساز بماند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}