شمارهٔ ۷۵۵

غزلیات

سرو در باغ اگر همچو تو موزون خیزد
ای بسا ناله که از بلبل مفتون خیزد

نیک بختی که تواند به تو دیدن هر روز
شادمان خسپد و بر طالع میمون خیزد

ساکنان سر کوی تو نباشند به هوش
کان زمینی ست که از وی همه مجنون خیزد

نیک خواهان به سر پند و من بدخو را
هر دم اندیشه و سودای دگرگون خیزد

صبرم از روی نگارین تو فرماید خلق
وه که این کار ز دست چو منی چون خیزد؟

سوز عشقم چو ز دل خواست، بگفتم به طبیب
گفت این علت از آنهاست که از خون خیزد

اشک خسرو همه خون است و حذر زین دریا
کاین نه موجی ست که از دجله و جیحون خیزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}