شمارهٔ ۸۵۲

غزلیات

خوبان گمان مبر که ز اولاد آدمند
جانند یا فرشته و یا روح اعظمند

زان انگبین چه ناله کنی، زانکه دائما
مرغان عرش بر مگس از شهد بر مکند

خوانید روح وامق و مجنون وویس را
کایشان درون پرده این راز محرمند

ای سلسبیل راحت و ای چشمه حیات
بر تشنگان سوخته لطفی که در همند!

زاغان نمی زنند به کویت که می خورند
مشتاق را که سوخته آتش غمند

هر شب منم ز نقش خیال تو در گریز
چون بوم و شپرک که ز خورشید می رمند

خسرو که زنده نیست، نصیحت چه می کنند؟
باد مسیح بر سگ مرده چه می دمند؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}