شمارهٔ ۹۱۵

غزلیات

دل مرا چو ز روی تو یاد می آید
هزار شادی در دل زیاد می آید

تو پای خویش فراموش کرده ای از حسن
کجات از من سرگشته یاد می آید

غم تو در دلم آتش نهاد و از لعلت
صد آتش دگر اندر نهاد می آید

سواد چین شده زلفین تو که هر سحرم
نسیم مشک افشان زان سواد می آید

مراد سینه خسرو تویی و روی ترا
هر آن صفت که کنم بر مراد می آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}