شمارهٔ ۹۲۴

غزلیات

نظر ز روی تو خورشید بر نمی گیرد
فلک به پیش تو نام قمر نمی گیرد

به زیر پات چو گل می کند درم ریزی
بنفشه می چند و سرو برنمی گیرد

کسی که بر لب و خال تو می نهد انگشت
کدام نکته که او بر شکر نمی گیرد

چنین که از لب تو می چکد شکر، عجب است
که آن دو لعل تو بر یکدگر نمی گیرد

صدف چو غره بدین شد که من دهان توام
چرا دهان قدری تنگ تر نمی گیرد

به آه خسرو بیدل حواله باید کرد
به عالم آتش عشق تو در نمی گیرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}