شمارهٔ ۹۲۷

غزلیات

جهان چه بینم، چون دیدنی نمی‌ارزد
خوش است دهر به پرسیدنی نمی‌ارزد

از آنست خواب اجل چشم بند جمله جهان
که نقش‌های جهان دیدنی نمی‌ارزد

مکن ز چرخ مدور گله، چو می‌دانی
که جور جام به جوریدنی نمی‌ارزد

مرو به درگه خلق جهان که در دنیا
همه متاع به کوبیدنی نمی‌ارزد

مخند شاه به زرهای زعفرانی رنگ
به جان تو که به خندیدنی نمی‌ارزد

هزار گونه گل است اندرین چمن، لیکن
چو بی‌وفاست، همه چیدنی نمی‌ارزد

مخور به رفق غم یار بی‌خرد، خسرو
که پشت گاو به خاریدنی نمی‌ارزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}