شمارهٔ ۳۰۴

غزلیات

در گوش به جز عشق توام زمزمه‌ای نیست
در سر به جز از شور توام همهمه‌ای نیست

در دیر و حرم مطرب و مؤذن همه در ذکر
جز یاد تو هرجا شنوم زمزمه‌ای نیست

از صدر ازل هرچه بگفتند و بگویند
از دفتر حسن تو به جز شر زمه‌ای نیست

از سلمی و شیرین و زلیلا و ز عذرا
مقصود یکی بوده و باشد، همه‌ای نیست

ای شیخ جهانی ز تو فردا به تظلم
بر ما به جز از خون رَزان مظلمه‌ای نیست

ای خواجه چه نازی ز حشم یا خدم خویش
آسوده کسی کش گله‌ای و رمه‌ای نیست

آشفته بود از شب هجر تو مشوش
از روز حسابش به درون واهمه‌ای نیست

من خود ز سگان در شاهنشه طوسم
اعمال به جز حب بنی‌فاطمه‌ای نیست

ماییم و ولای تو و بیزاری از اغیار
جز محکمه حیدر هم محکمه‌ای نیست

در اول و آخر ز علی گوی و ز قائم
عنوان به جز از آن و جز این خاتمه‌ای نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}