شمارهٔ ۹۷۳

غزلیات

هر که دل با غم تو یار کند
تیغ را بر سر اختیار کند

هر کسی را محل کجا که قدم
در ره عشق استوار کند

چون تو برقع برافگنی، ایام
صحن آفاق پر نگار کند

ور به جولان در آری اشهب حسن
چشم خورشید پر غبار کند

کز وصال تو تا به صد فرسنگ
غم ز نزدیک من فرار کند

بس ز لعل تو بوسه ها دزدد
بر رکاب تو تا نثار کند

اندران آرزوست خسرو نیز
که شبی بر درت قرار کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}