شمارهٔ ۹۸۱

غزلیات

هر کرا خال عنبرین باشد
گر کند ناز، نازنین باشد

غمزه ات چون کمین کند بر خلق
ترک جانباز در کمین باشد

روی تو خرمن گلی ست، از آنک
خرمن ماه خوشه چین باشد

تا ترا نیز قصد جان و دل است
کار ما نزد عقل و دین باشد

در سماعی که عشقبازان را
بزم پر آه آتشین باشد

آستین برفشان که بهر نثار
همه را جان در آستین باشد

پیش رخساره منور تو
روی خورشید بر زمین باشد

آفرین بر جمال تو که بر او
ز آفریننده آفرین باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}