شمارهٔ ۳۰۹

غزلیات

مؤذن میخانه زد بانگ صبوح
بر کف ساقی است مفتاح فتوح

خرقه تن چند باشد بارجان
خرقه را بگذار و بستان راح روح

آنچه من دیدم زچشم خویش دوش
کی زطوفان دیده در یکعمر نوح

شب نشینان خمار عشق را
نیست درد سر بامید صبوح

از شهیدان غمش آشفته گفت
قال بشر هم به ریحان و روح

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}