شمارهٔ ۱۰۳۰

غزلیات

عشاق دل غمزده را شاد نخواهند
خوبان تن ویران شده آباد نخواهند

آنان که به سر رشته زلفی برسیدند
گردن ز چنان سلسله آزاد نخواهند

قومی که حق صحبت مجبوب شناسند
در جور بمیرند و ز کس داد نخواهند

گویند «چرا سوی گل و مل نگرانی »؟
این بی غمی است از من ناشاد نخواهند

در دام تو مردیم، و به روی تو نگفتیم
کازادی گنجشک ز صیاد نخواهند

از باد همین بوی تو آید که برد جان
آن گل که چو رویت بود از باد نخواهند

خسرو، ز دل خویش مجو حرف سلامت
کاین قصه شیرینست ز فرهاد نخواهند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}