شمارهٔ ۱۰۵۲

غزلیات

کسی که دیدن آن ترک باده نوش رود
به پای آید و چون بیندش به دوش رود

تبارک الله ازان رو که بهره خواهد برد
چو هم ز دیدن او آدمی ز هوش رود

گر آن حریف رود سوی قبله، صوفی را
گلیم زهد به دکان می فروش رود

ز بس که بیهشم از وی چو چشم پاک کنم
به سوی چشم برم دست و سوی گوش رود

خراش سینه همسایه شد خروش دلم
کسی مباد که در گوشش این خروش رود

صلای عیش همی آیدم ز یاران، لیک
دلم نماند که سوی نشاط و نوش رود

طریق سرو قباپوش دید تا خسرو
دلش نخواست که بر سرو سبزپوش رود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}