شمارهٔ ۱۰۷۵

غزلیات

ای لعل لبت چو بر شکر شیر
شکر ز لب تو چاشنی گیر

از زلف بریدنت دل من
دیوانه شد و برید زنجیر

زلفش بگرفت و کرد در هم
فریاد هزار باد شبگیر

می گیری و می زنی به تیرم
من کشته شدم، ازین زد و گیر

مادر چو تویی نزاد بر تو
چون دیده فرو نیاورد شیر

تقصیر نمی کنی تو هر چند
تقدیر همی کند چه تقصیر

در پند تو بسته ماند خسرو
بیچاره کجا رود ز زنجیر!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}