شمارهٔ ۱۱۱۸

غزلیات

بر جان من شکسته دل باز
کردی تو شراب خوردن آغاز

جانا، مخور این قدح که مستی
لب را بزن و به من بده باز

شد نوبت شربت پسینم
جرعه به پیاله من انداز

ما را غم تو ز خلق ببرید
در صحبت دوستان دمساز

پرسی که چگونه ای، چه گویم؟
کز مرده برون نیاید آواز

گویند مرا، برو از ین کوی
دل گم کردم، کجا روم باز؟

خوش نیست سرود خسروان را
مطرب مست است و چنگ ناساز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}