شمارهٔ ۱۱۸۲

غزلیات

گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش
ببوسی از من خاکی نشانه قدمش

بخوان به حضرت او زینهار از سر سوز
تحیتی که نوشتم، همه به خون رقمش

ز بعد عرض تحیت اگر به ما برسد
غریب تا نشماری ز غایت کرمش

میان دلبر و دل حاجت رسالت نیست
ولیک هم بنوشتیم ماجرای غمش

به تشنگان بیابان بحر باز رسان
که آب خضر نیابی ز رشحه قلمش

طراز زر نبود زیب جامه عشاق
بر آستین بود از داغ عاشقی علمش

ز خون دیده خسرو عجب مدار که خلق
به جای نقل جگر می دهند دمبدمش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}