شمارهٔ ۱۱۹۰

غزلیات

باغ بشکفت و سوری و سمنش
تازه گشت ارغوان و نسترنش

صفت باغ می کند بلبل
شاخ در شاخ می رود سخنش

یوسف گل رسید و شد روشن
چشم نرگس به بوی پیرهنش

تا کجا باشد آن سمنبر من
کاب و آتش شود گل از سمنش

مهر او ذره ذره کرد مرا
گر چه یک ذره نیست مهر منش

گر به خلقم رسن کند زلفش
بگسلم هم ز زلف چون رسنش

دیده در پیش او کشد خسرو
که بیند به چشم خویشتنش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}