شمارهٔ ۱۲۲۱

غزلیات

خهی در هر نظر چون خویش مقبول
چو من صد بیش در کوی تو مقتول

کنم اندر جمالت عقل و دانش
چو بیند مصلحت در خویش معزول

خوی حسنی که از رویت چکیده
بشسته دفتر معقول و منقول

گریزان کژکژ از بالای تو سرو
نگردد عرض بیش از قامت طول

تو، ای دانا که عاشق را دهی پند
مکن دل در غم بیهوده مشغول

بسی دیدم فلاطون و ارسطو
شده در عاشقی مجنون و بهلول

فرو خوان قصه شیرین و خسرو
که زو لیلی و مجنون هست مسجول

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}