شمارهٔ ۱۲۲۹

غزلیات

من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
که ز عشق تو به جز غصه ندارم حاصل

ای صبا، حال دل من بر دلدار مگوی
که جهانی ز غم عشق تو لایعقل

غافل از یاد تو یک لحظه نیم تا دانی
زینهار از من دلخسته نباشی غافل

طمع دانه کند مرغ که در دام افتد
ورنه در دام غم و غصه نیفتد عاقل

خلق را میل به حوران بهشتی باشد
چه کنم، نیست مرا جز به تو خاطر مایل

به وصال تو بس امید وفا بود مرا
آه کاندیشه غلط بود و تصور باطل

به قیامت برد از عشق تو حسرت خسرو
که به تشریف وصال تو نگردد واصل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}