شمارهٔ ۱۲۳۱

غزلیات

ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
آب حیات رانده خیالت به جوی دل

دل بستمت به زلف ندانستم این قدر
کز وی چنین دراز شود گفتگوی دل

عمری به گرد کوی تو گشتم چو بیدلان
نی دل به دستم آمد و نی آرزوی دل

ور خون دل خورم، نکنم جز دعای تو
زیرا که من به سوی توام، نی به سوی دل

چندین که دل جفای ترا شکر می‌کند
شرمنده هم نمی‌شوی آخر ز روی دل

یک موی از سر تو مبادا که بگسلد
آویختی، اگر چه به هر تار موی دل

خسرو حدیث درد تو، باری کجا کند؟
زیرا که نیست در تن افسرده بوی دل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}