شمارهٔ ۱۲۶۴

غزلیات

ما ترک رضای دل خودکام گرفتیم
در زاویه نیستی آرام گرفتیم

بدنامی و آوارگی ما چو ز دل بود
ترک دل آواره بدنام گرفتیم

دل زحمت خود برد ز ما و ز بلا رست
آزاد نشد مرغ کزین دام گرفتیم

تا سوختن عشق ز پروانه بدیدیم
سودای همه سوختگان خام گرفتیم

غم خوردن پیدا بد و خون خوردن پنهان
ذوقی که ز خوبان گل‌اندام گرفتیم

هرکس در پیری زد و ما دامن خمار
زین عاشقی عاریت آرام گرفتیم

ای اهل سلامت که نداری خبر از ما
رو سبحه ترا باد که ما جام گرفتیم

گفتی کم جانی و تنی گیرد درین راه
ما راه تو، ای شیخ، به ناکام گرفتیم

سودای تو با کام دل از کام برون زد
هرچ از همه خوبان جهان کام گرفتیم

ماییم دعاگوی و ز اقبال رقیبت
کز وی قدری لذت دشنام گرفتیم

می‌کن ز جفا هرچه توانی و میندیش
کان در حق خسرو کرم عام گرفتیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}