شمارهٔ ۱۲۹۰

غزلیات

ز عشقت بیقرارم، با که گویم؟
ز هجرت خوار و زارم، با که گویم؟

نمی پرسی ز احوالم که چونی
پریشان روزگارم، با که گویم؟

همی خواهم که بفرستم سلامی
چو یک محرم ندارم، با که گویم؟

نه یک محرم که راز دل توان گفت
فراوان راز دارم، با که گویم؟

دلم بردی، غم کارم نخوردی
خراب است روزگارم، با که گویم؟

ندارد جز تمنای تو خسرو
جمالت دوست دارم، با که گویم؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}