شمارهٔ ۱۲۹۵

غزلیات

بیا، جانا، که جانت را بمیرم
وگر میرم به جان منت پذیرم

خلاص من بجویید، ای رفیقان
که من در قید مهر او اسیرم

نظر گفتند داری با فقیران
من مسکین نه آخر هم فقیرم

نمی آید به گوشت ناله من
که گوش چرخ کر گشت از نفیرم

همی ترسم سرآید عمر خسرو
به درد هجر از حسرت بمیرم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}