شمارهٔ ۱۳۷۳

غزلیات

ای به چشم تو خمار و خواب هم
در لب تو انگبین جلاب هم

زلف مشکینت که دل دزدد در او
هست مشکل تاب چون بیتاب هم

در خیال روی و مویت هر شبی
طالب شب می کنم مهتاب هم

دل گرفتار است چون خونخوار تست
زانکه خون گیرا بود جلاب هم

بس که خوار است آب چشمم پیش تو
غرق آبم بر درت بی آب هم

چند چون بی رحمتان خواهیم کشت
مهری آخر می کند قصاب هم

دین خسرو بین کز ابرو و رخت
شد دلش بتخانه و قصاب هم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}