شمارهٔ ۱۴۳۹

غزلیات

من آن نیم که به عمر از وفای خود بروم
ز آستانت به حسن رضای خود بروم

منم فتاده به خاکی و هر زمان چون باد
گذر کنی به سر من ز جای خود بروم

به راه بی سر و پا می روم که آب دو چشم
رها نمی کندم تا به پای خود بروم

چنان ضعیف شدم، گر دعای وصل کنم
ز آه خود به فلک با دعای خود بروم

مرا جهان بلا بر سر است و می خواهم
که سر نهم، ز جهان با بلای خود بروم

به دست بوس خیال تو گر شود ممکن
درون دیده صورت نمای خود بروم

در انتظار وصالت ز دست شد خسرو
دلت نشد که به سوی گدای خود بروم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}