شمارهٔ ۱۴۶۶

غزلیات

هر شب از شوق جامه پاره کنم
عاشق عاشقم، چه چاره کنم

گر برآید مه از گریبانش
دامن از گریه پر ستاره کنم

از درونم برون نخواهد رفت
گر چه صد جای سینه پاره کنم

خون شد این دل، نگر ز بهر جفات
دل دیگر ز سنگ خاره کنم

جرعه ای گر بیابم از لب تو
صوفیان را شراب خواره کنم

چند گویی که صبر کن در هجر
گر توانم هزار باره کنم

من همی میرم و تو آب حیات
چون توانم ز تو کناره کنم

تو کنی جور بر دل خسرو
من چو بیگانگان نظاره کنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}