شمارهٔ ۱۴۷۶

غزلیات

دل ز مهر تو در که پیوندم؟
دل ز مهرت کجا کند بندم؟

بس که دل می دری و می دوزی
یک دل است و هزار پیوندم

پیش ازینم دلی و دردی بود
دل شد، اکنون به درد خرسندم

به یکی دل غم تو نتوان خورد
بو که زلفت دهد دلی چندم

روی من زعفران شد و زین روی
خیره بر روی خود همی خندم

هر دم از تندباد سینه خویش
صبر از شاخ و بیخ برکندم

پند کم ده مراکز آن بگذشت
که نصیحت کند خردمندم

بعد از این دل به نیکوان ندهم
خسرو، ار جان دهد خداوندم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}