شمارهٔ ۱۴۸۱

غزلیات

من آن ترک طناز را می شناسم
من آن شوخ بدساز را می شناسم

مبینید تا می توانید در وی
که من آن سرانداز را می شناسم

نبینم به سویش ز بیم دو چشمش
که آن هر دو غماز را می شناسم

شبم تازه شد جان به دشنام مستی
تو بودی، من آواز را می شناسم

ز من پرس ذوق سخنهای خسرو
که من آن ره ساز را می شناسم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}