شمارهٔ ۱۴۸۵

غزلیات

بیا تا بی گل و صهبا نباشیم
که گل باشد بسی و ما نباشیم

ز گل نازک تریم و چند گاهی
به جز زیر گل و خارا نباشیم

بیا، یارا و با ما باش امروز
چو می دانی که ما فردا نباشیم

چو تنها بودنی، باید، همان به
که از هم صحبتان تنها نباشیم

چو نگذارند یک جا دوستان را
چرا با دوستان یک جا نباشیم؟

چو زیر پای می باید شدن خاک
چرا چون خاک زیر پا نباشیم

چو بودن نیست، خسرو، جز دو روزی
دو روزی نیز بگذر تا نباشیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}