شمارهٔ ۱۵۲۹

غزلیات

زین خوش پسران و شکل ایشان
بیگانه شدم ز جمله خویشان

خوبان همه شهر و یک دل من
بیچاره دلم به دست ایشان

با ما سر راستی ندارند
این کج کلهان مو پریشان

کشتند به تیغ غمزه ما را
این سخت دلان سست کیشان

جانا، مگذر نمک فشانان
بر سوختگان و سینه ریشان

ای جمله نیکوان فدایت
لیکن دل و جان من فدیشان

گر خون ریزی ز صد چو خسرو
با گرگ چه دم زنند میشان؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}