شمارهٔ ۱۵۳۲

غزلیات

تا از بر تو جدا شدم من
یارب که غمت چه کرد با من

از دیدن تو ز دست رفتم
ای کاش ندیدمی ترا من

سیماب شدی و از خیالت
در خویش گمم چو کیمیا من

رفت آن که به یکدیگر رسیدیم
من بعد کجا تو و کجا من

گیرم به غمم رها کنی تو
هرگز غم تو رها کنم من!

گر زنده بمانم اندر این غم
جز مرگ نخواهم از خدا من

کس نیست بدین ستم گرفتار
با خسرو دل شکسته یا من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}