شمارهٔ ۱۵۳۳

غزلیات

جانا، گذری به بوستان کن
باده خور و رخ چو ارغوان کن

جان ها که گرانست نرخ ایشان
یک بار بخند و رایگان کن

از غمزه روانه کن خدنگی
یک جان مرا هزار جان کن

گر می کشیم ز کس چه پرسی؟
چیزی که ترا خوش آید، آن کن

زن در دل خسرو آتش، اما
خود را ز میانه بر کران کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}