شمارهٔ ۳۶۸

غزلیات

بجز از لب تو پسته بجهان شکر نریزد
بجز از قد تو از سرو عبیر تر نریزد

نه همین بلعل شیرین خط سبز برفشاند
به شکر لب تو طوطی نبود که پر نریزد

سر خود نهاده آشفته براه زلفت آری
چو بصولجان رسد گوی چگونه سر نریزد

زحدیث درد هجران بنویسم ار حدیثی
نبود شبی که کلکم بورق شرر نریزد

من خاکی ار زحیدر نکم طمع نشاید
که سحاب آب بر گل نتواند ار نریزد

اسدالله آنکه نامش چو برند در نیستان
نشود که پنجه از بیم ز شیر نر نریزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}