شمارهٔ ۱۶۰۲

غزلیات

روی ترش کرده به یاران مبین
سرکه فروشی مکن، ای انگبین

چاه مزن زیر لب چون سمن
رخنه مکن در شکم یاسمین

روی زمین را تویی آب حیات
تشنه ز تو هر که به روی زمین

زلف که شد طوق گلوی تو، کرد
سلسله در گردن ماء معین

بی گنهی چشم ز ما برمگیر
بی سببی چهره ز ما در مچین

لیک از آن چشم کمین می کنی
دیده بد نیز ببین در کمین

پای برین دیده پر خون منه
بیهده در خون و دلم در مشین

ای که ز روی تو جهان روشن است
آه من سوخته را هم ببین

خسرو آخر چو سگ از خود مران
چند چو رو به کنیم پوستین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}