شمارهٔ ۱۶۳۲

غزلیات

ای آشنا، درین چه بی بن نظاره کن
تا اندرو نگون نفتادی کناره کن

تا کی به جهد چاره مال و درم کنی؟
گر ممکنت بود ز پی عمر چاره کن

تاج سر فلک چه نظاره کنی به فرق
چون خشت زیر سر نهد آنگه نظاره کن

بر لوح خاک احسن تقویم چون تویی
در خویشتن شمار سپهر و ستاره کن

بگذر ز دهر و عنصر و اجرام، چرخ را
پیش عروس همت خود پیشکاره کن

چون ز آفتاب و مه تو بهی، گر شوی چراغ
سیلی به نور گو، به زبان صد حراره کن

ور خار بهر مطبخ تجرید می کشی
طوبی و سدره بشکن و بر پشتواره کن

دل گوهری ست، گر به رگ راست بندیش
آن رشته را بتاب و درین سنگ پاره کن

خسرو، به سیم معنی اگر در رسیده ای
آن سیم را به گوش دلت گوشواره کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}