شمارهٔ ۱۶۸۰

غزلیات

بوی وفا ز طره عنبرفشان تو
عشاق را نه جز ستم بیکران تو

شب نیستی که می نکنم تا به وقت صبح
افغان ز جور غمزه نامهربان تو

برق از نفس گشایم و ژاله زنم ز اشک
شاخ وفا دمد مگر از گلستان تو

نادیده کس میان تو و تابدیده ام
گم گشته ام ز لاغری اندر میان تو

تن موی شد مرا و به هر موی از تنم
غم کوه کوه در غم کوه روان تو

زرد و خمیده شد تن خسرو که تا شود
خلخال پایهای سگ پاسبان تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}