شمارهٔ ۱۷۰۶

غزلیات

دلم در عشق جانان گشته پاره
دل است آن شوخ را یا سنگ خاره

شبانگاه تو بر مه پاره آمد
مرا در دل غم آن ماه پاره

کنار خود نمی بینم ز گریه
که نتوان دید دریا را کناره

چو بگشادم به گریه چشم دربار
گشاد ابرو، پدپد آمد ستاره

دو بوسم داد دوش و تا به امروز
خرابم زان شراب مست کاره

من و مستی و بدنامی و زین پس
سگان رسوا و طفلان در نظاره

به عشقم چاره فرمایند یاران
ولی با یار بی فرمان چه چاره

نگارا، بگسلان سر رشته خود
که نتوان دوخت این دلهای پاره

اگر خون خورد خواهی، شیوه بگذار
که خسرو نیست طفل شیرخواره

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}