شمارهٔ ۱۷۱۹

غزلیات

ای آرزوی هزار سینه
وندر دل تو هزار کینه

هستم ز برت که هست پیدا
در جامه چو می در آبگینه

هر قطره خون ز چشم من هست
بر خاتم عاشقی نگینه

ای عقل که پندنامه خوانی
در آب روان کن این سفینه

طاقت به دلم نماند، یارب
انزل لقلوبنا سکینه

مجنون خراب سینه داند
اندوه من خراب سینه

ننگ همه عاشقانست خسرو
مپسند سفال در خزینه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}