شمارهٔ ۱۷۳۶

غزلیات

جان من بر دست بیدادم مده
دم به دم هر روز بر بادم مده

ناله من نیست بی دردسری
گوش را ره سوی فریادم مده

داد اگر خواهم، بخواهی کشتنم
ور نخواهی کشتنم، دادم مده

جان که در محنت بپروردم بخواه
دل که در خدمت فرستادم مده

دوست گر دشمن شود رفت ای خیال
تو همم دشمن شوی، یادم مده

می دهی کوهی ز غم جان مرا
خسروم آخر، نه فرهادم، مده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}