شمارهٔ ۱۷۴۵

غزلیات

روزی به لاغ گفتم کت نسبتی ست با مه
من بد لست حیا من شدة الندامه

گاهی کشد به تیغم، گاهی زند به تیرم
فی کل ما یعری حلافنا ادامه

چون حال خویش گویم با ظالمی که پیشش
لم تعتبر حدیثی والعجم فی التهامه

ماییم و کعبه جان مردن به وادی غم
والله فر منی یا طالب السلامه

خسرو ز طعن ترسی، اینجاست بازی جان
بالحیف لحقه من خافه ملامه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}