شمارهٔ ۱۷۵۱

غزلیات

به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راه
وگر ز عقل گذشتی، بگوی بسم الله

هزار بار به گوش دلم رسید از غیب
که عشوه راهنمایست و عقل مانع راه

وگر به سلسله عشق مبتلا شده ای
برو به میکده وز پیر دیر همت خواه

به یک پیاله رهاند ز بند عقل ترا
من آزموده ام ار نشنوی، مرا چه گناه

بیا به مجلس رندان و بر کف ساقی
قران چشمه خورشید بین به یک شبه ماه

مجو مجو قدح باده در جهان، خسرو
که آب بوالهوسان ریخت حب منصب و چاه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}