شمارهٔ ۱۷۶۰

غزلیات

مه به زلف تو گر شود بسته
هر زمان خوب تر شود بسته

گر به زلف تو چشم بگشایم
موی در مو نظر شود بسته

چون گشایی دهان شیرین را
تنگهای شکر شود بسته

گر ز جورت به چرخ ناله کنم
چرخ را هفت در شود بسته

دیده کز خواب بسته می نشود
هم به خون جگر شود بسته

از دم سرد من عجب نبود
آب چشمم اگر شود بسته

بنده خسرو که دل به مهر تو بست
کی به مهر دگر شود بسته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}