شمارهٔ ۱۷۸۹

غزلیات

ز آب ملاحت که رخ آلوده ای
وانکه نمک بر جگری سوده ای

داد لبت بوسه و رنجه شدی
بازستان، گر تو نفرموده ای

بشنو از اروح شهیدان عشق
زمزمه عشق که نشنوده ای

هست دوان گرد تو چون گرد باد
جان عزیزان که تو بر بوده ای

دوش نشد دل که به مه بنگرم
ز آنک تو اندر دل ما بوده ای

لابه بر آن لب چو ملمع گریست
عربده بر فتنه چه آلوده ای؟

می روم از وعده وصلت مدام
گرچه که بادست که پیموده ای

منت بخشیدن تو بهر چیست؟
بر دل خسرو که نبخشوده ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}