شمارهٔ ۱۸۶۱

غزلیات

سرمه اندر چشم خودبین می کنی
شانه اندر زلف پرچین می کنی

از ستم چندین که کردی کس نکرد
بس کن، از بهر که چندین می کنی؟

در غم لبهای من گویی بمیر
مرگ را بر بنده شیرین می کنی

بگذری از مهر و گویی کاین کنم
مهر می باید ترا کاین می کنی

تا بود ما و خیالت در شرف
چشم خسرو پر ز پروین می کنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}